زبانحال حضرت زهرا سلاماللهعلیها با امیرالمؤمنین علیهالسلام
بیمارت ای علیجان، جز نیمهجان ندارد میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد غم چون نسیم پائیز برگ و بر مرا ریخت این لالـۀ بـهـاران غـیر از خـزان ندارد خواهم که اشک غربت از چهرهات بگیرم شرمنـدهام که دیگـر دسـتـم تـوان ندارد بگذار کس نداند در پشتِ در چه بگذشت من لب نـمیگـشایم، محـسن زبان ندارد هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد شهری که در اماناند حتی یهود در آن در بـین خـانۀ خود، زهـرا امـان ندارد! |